دردواره

مشکل درد عشق را حل نکند مهندسی ...

۴ مطلب در فروردين ۱۳۹۳ ثبت شده است

لیلا

حس مادر به فرزند را زمانى حس میکنى که مادرى به زیر خاک رفتن "لیلا" یش را میبیند...

از آن پس حتى بعد از هفت و چهلم و عید اول و سالگرد هم نباید جلوى مادر حرف "لیلا" را بزنى

 هنوز هم وقتى سر خاک میرود مثل روز اول با "لیلا"یش صحبت میکند و هنوز هم اگر کسى از میان شلوغى هاى شهر سمت بهشت زهرا(س) برود همراهش میرود تا لیلایش را ببیند حتى اگر دیروز هم همانجا رفته باشد

به چشم دیدم که دقیقا وسط خنده ى جمع فقط خاطره اى تعریف شد که "لیلا"یش هم در آن خاطره بود و بعد بغضى که جاى خنده اش را گرفت

بغضى سنگین تر از سنگ

دلش نمى خواست جمع را به هم بریزد اما دلش براى "لیلا"ى خودش تنگ شده بود ، خیلى تنگ

حس مادر به فرزند را زمانى میتوانى ببینى که "لیلا"یى جلوى چشمان مادرش زیر خاک رود


 + قطعا قطعا خدا بیشتر از مادرامون خیر مارو میخواد حالا وقتى حس مادر به فرزند رو ببینى خیلى با خداى خودت حال میکنى

اللهم اغفر للمومنین و المومنات

 +الفاتحه 

چن روزیه دلم براى عمم تنگ شده 

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حامد

بت نسازید

یه مطلب شاید بدیهى که تو این چند روز اخیر با بحث بین رفقا بهش رسیدم اینه که

سعى کنید از هیچکسى بیشتر از اونى که هست نخواید یا هیچکسى رو بزرگتر از شخصى که هست ازش توقع نداشته باشید

مثلا طرف استاد ادبیات هست حالا اگه این بنده خدا یه قضیه ریاضى گفت بهش فکر کنید و همینطورى چون اون شخصیت رو قبول دارید ازش قبول نکنید

دلیل نمیشه که کسى تو ى کارى خبره است تو بقیه کارها هم بهترین کار رو انجام بده

حالا این صحبت منو مصداق بدید تو شخصیت هایى که میشناسید

 یه مداح خیلى خوب مداحى میکنه و اگه اظهار نظر سیاسى داد بهش فکر کنید و راحت قبول نکنید

یا اگه یه بنده خدایى خوب سخنرانى میکرد و ازش مطلب یاد میگرفتید در حد سخنران به او نگاه کنید و به طور مثال شاید از لحاظ اخلاقى جزو خوب ها نباشه یا اصلا نمیدونم شاید فساد اقتصادى و ... داشته باشه


جز اهل بیت و معصومین هیچکس ِ هیچکسِ هیچکس رو معصوم و بى اشتباه ندونید

اینا نظر منه و نتیجه ى فکر منه شاید اشتباه بود

اگه مصداقى حرف میزدم بهتر جا مى افتاد اما نمی شه

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حامد

تو ، تو و باز هم تو

این ها حرف هاى تکرارى نیست این ها تکرار این روزهاى منه
عادت ندارم تم عاشقانه بگیرم و در ارتفاع یک صخره اى تپه اى سنگى و رو به روى دریا اى ، دریاچه اى ، دشتى بنشینم و روى سررسیدى کاغذى دفترچه اى ، براى تو بنویسم

 این روزها همه جا براى تو مینویسم
وسط عکس انداختن
بازى کردن
خوابیدن
 صحبت کردن
 بین دشت
بالاى کوه
وسط دریاچه
کنار رود
تو ماشین

 این روزها اصلا در متن زندگى م حل شده اى
همه جا و همه وقت به تو فکر میکنم
 به تویى که به ظاهر هستى و امیدوارم باشى ولى نیستى
 پ.ن : فقط به این آیه دلم خوشه
 آیه اى که زیاد بهم توصیه میکنن 
و من یتق الله یجعل له ...
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حامد

بازهم تو

دانه دانه ریل ها را می شمارم

برداشت انتظار نکن

صرفا براى این که یادت نیفتم ادامه میدهم

2237,2238,2239

لابد اگر صداى رفیقم نبود این اعداد همینطور ادامه داشت

 این بار نه فقط بخاطر زیارت که بخاطر فرار از تو مشهد میرفتم

 ازینکه بیش ازین نباید به تو فکر کنم به تویى که این روزها میان همه رفتار من پنهان شدى

میان خنده ها میان گریه ها

میان شوخى کردن ها میان همه ى بحث هاى جدى

 میان صحبت هاى عادى

میان مناجات هاى مفاتیح

میان  قنوت ها

 میان حرف هایى که میزنم

 میان حرف هایى که نمیزنم

 میان طعنه هایى که میشنوم

میان طعنه هایى که نمیشنوم

کم کم میترسم از ادامه ى زندگى م از سرنوشت زندگى م از هدف هاى زندگى م

 میبینى من این همه به تو فکر میکنم اما تو ...

بیخیال لابد این هم تقدیر منِ

من که راضیم اگه تو هم یه وقتى حال من رو داشتى راضى باش


 راستى الان یک ساعت به سال تحویل مانده است اگه حرف هاى قدیمیا درست باشه من کل سال رو به تو فکر میکنم اینم از بدترین و بهترین عیدى من 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حامد