دردواره

مشکل درد عشق را حل نکند مهندسی ...

۱۸ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

ژئومحیط پارس

 آخرین روز کاری تو اینجا !

به قول بنده خدایی از روز اول کارم تو اینجا همش غر زدم تا روز آخر!


+ امید دارم به کار جدیدی که اگه خدا بخواد می خوایم شروع کنیم و ایشالا که خیره

+ اوصیکم بالسرسری نگرفتن پایان نامه!


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حامد

نصف شب نوشت

تو به جا مانده ترین

حسرت

ایام منی ...


#پرهام_سلیمی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حامد

عرق فنّی!

از هفته های آخر اسفند که برای جشن فارغ التحصیلی رفتم دانکشده فنی خواستم یه متن رو بنویسم براش که هی نشد و هی نشد و هی نشد.

فنی و کلاً دانشگاه تهرانیا معروفن به ناسیونالیست بودن بین دانشگاهیا و عرق (به قول بقیه بیش از حد) به این دانشگاه اما تقریباً همه ی کسایی که دوران تحصیلشونو کارشناسی (نه ارشد نه دکترا) رو تو فنی گذروندن این عرق و حس دانشگاه پرستی! رو دارن.
یک قسمتی از این حس دانشگاه تهرانی ها نه به خاطر درس که به خاطر رشد شخصیتشیون تو این چهار سال کارشناسیه. اونم نه طبعن همشون، هر کسی به اندازه ای که میخواد و می تونه.
وقتی وارد محیطش میشی و افراد خیلی خیلی گوناگون با  رشته های مختلف با افکار و عقاید خیلی خیلی مختلف رو می بینی واقعا رشد می کنی. تو برنامه های انجمن، بسیج، نهاد، کانون، نوارخونه، انجمن علمی و ... شرکت می کنی و فکر می کنی و رشد می کنی و این رو توی چهار سال هی تکرار میکنی.
بچه های ارشد و دکترا اولاً خیلی توی محیط دانشگاه و دانشکده و جوش نیستن و حتی اگر هم باشن اون شخصیتشون شکل گرفته برای همین هیچ موقع اون حس کسی که چهارسال کارشناسی رو دانشگاه تهرانی بوده درک نمی کنن.
ولی قسمت دیگه ش که واقعن تو بقیه ی دانشگاه ها هم باید روش کار کنن رفتار اساتید اون دانشگاهاس 
بالاخره وقتی یک شخصی استاد یه دانشگاه میشه باید یک حس تعلق خاطری به اونجا داشته باشه و باید تکرار می کنم باید این حس رو به دانشجوهاش منتقل کنه کاری که استادای دانشگاه تهران خیلی خوب بلدن، حتی اون دو سه تایی که شریف درس خوندن و چیزی که میبینم لااقل در مورد علم و صنعت این روند اصلا خوب نیست!

خیلی حرف هست راجع به دانشکده فنی و دانشگاه تهران که شاید بعدها زدم ولی بهانه ی این پست دو تا چیز بود:

یکی اینکه وقتی یکشنبه هفته پیش به عنوان تیم اول رفتیم رو سن و دانشکده فنی سوم شده بود (اونم با داوری!) هم خیلی خوشحال بودم و هم ناراحت...
و دوم اینکه تو یه وبلاگی دیدم یکی نظر داده "اول به عنوان یه مخاطب و بعد به عنوان یه دانشجوی فلان رشته ی دانشگاه شریف! از متنتون خوشم اومد" 
اینجوری جار زدن اسم دانشگاه خیلی ی جوریه و تو ذوق زنندس و چقدر آدم بی شعور شریفی دیدم و چقدر آدم با شعور شریفی دیدم و چقدر آدم بی شعور تهرانی دیدم و چقدر آدم با شعور تهرانی دیدم و چقدر ... و چقدر ... ولی این که فکر کنی دانشگاه بهت هویت میده خیلی بده و این خودتی که باید رشد کنی.
چقدر طولانی شد!
 
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حامد

یکصد و سی و سه

می دونم دیر شد ولی نمی شد نذارم این پست رو.


میلاد حضرت ماه پارسال چیذر

با نسیم سحر برای پدر ...


+ توصیه می کنم بیست دقیقه خلوت کنید و گوش بدید.

+شاه بیت زیاد داشت این شعر ولی من اینو خیلی دوست داشتم

به پدر رفته اشجع الناس است / لافتی سهم الارث عباس است

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حامد

نمایشگاه کتاب!

دیشب طرفای پارک قیطریه بودم دو تا دو نفر که وضع درست حسابی و شیک و پیکی داشتن مشغول فروختن ساندویچ بودن، رفتم پیششون گفتن نزدیک نمایشگاه کتابه، کتابا هم گروون این چند شب رو گفتیم بیایم ساندویچ بفروشیم

کوکوسبزی میفروختن و جددن خوشمزه بود :)

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حامد

تیم ورک!

فکر می کردم تو یک شرکت، سازمان، شهر، کشور با کلی تفاوت خیلی سخته که به هدف مطلوب رسید، ولی تو این مسابقات ثابت کردیم اگر هدف مشترک باشه و افراد یه کم به سلیقه و عقیده ی هم احترام بذارن و در بعضی موارد تحمل کنند حتی،

میشه به اون هدف رسید.


+ حس خوب قهرمانی :)

#ژئووال

+ شرط میبندم مشکلی پیش نیاد و همه چی طبق برنامه بره تو اورلاندو هم قهرمان میشیم:) 

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حامد

آمریکا !

این که معرفی به یه مسابقه تو کشور آمریکا همچین جوی راه میندازه که میان تو آزمایشگاه و دزدی! می کنند جای تاسف داره برای کشورم!

یک روز همه ی تست ها جواب می دهد

یک روز همه تست ها جواب نمی دهد!


+ تو عمرم تا الان دانشگاه نمونده بودم.

+ آخ که چقدر معنی ضل سعیهم... تو بعضی از این تستا چه خوب درک می شد ...

+ الکی نمیریم...

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حامد

یا همه چیز یا هیچ چیز!

تو اینکه انسان آدم کمال طلیبه که فکر نکنم بحثی داشته باشیم، اما

حرف من اینه که درسته که کمال ایده اله اما برای خودم هیچ چیز نداشتن بهتر از کم داشتنه

کسی که هیچ چیز نداره، خیالش راحته که چیزی نداره و در نود و نه ممیز نه نه نه نه درصد هم خبر نداره که چیزیو نداره.

اما وقتی از ی چیزی به مقدار کم، متوسط یا حتی زیاد داری، دیگه این حس کمال طلبی و خواستن همه چیز اذیتت میکنه.

هیچ چیز نداشتن بهتر از یک مقداری داشتنه!


+ از کتاب سه گزارش کوتاه درباره نوید و نگار خیلی خوشم میاد دومین بارشم داره تموم میشه و ناراحتم! انقدر آروم میخونم که تموم نشه و هی صبر میکنم و فکر می کنم بهش! به موقعیت نوید به وضعیت نگار، به رحمت به راننده تاکسیه، به اون مرد روستایی که گوسالش کشته شده، به یعقوب الکل، به اون پسری که تو رستوران پول ناهار نگار رو حساب کرد و ... و ... و ...


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حامد

محکمات

وَ قَالَ علیه السلام کُلُّ مَعْدُودٍ مُنْقَضٍ وَ کُلُّ مُتَوَقَّعٍ آتٍ

انتظار هر چیزی رو داشته باشیم، فرا می رسه.

دیگه حرف از این محکمتر؟


#نهج_البلاغه

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حامد

شب

وَمِن رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْکُنُوا


بعضی وقتا هم لابد حکمت چیز دیگه ایه...


+الحمدلله علی کل حال...

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حامد