می گفت عاقلانه عاشق شید!

این رو باید همیشه بذاری جلوی چشمت!

خیلی وقت ها راحت می تونی عاشق کسی شی که خیلی اتفاقی وبلاگشو می خونی، یا مثلا اینستاشو می بینی، یا نه تو سفر مشهد اون گوشه ی صحن آزادی که پاتوقته می بینیش یا اصلا تو مترو یا اتوبوس در حال خوندن کتابی که تو هم دوست داری می بینیش یا خیلی موقعیت های دیگه ای که برای هر شخصی چه پسر چه دختر چه بسا هر روز پیش میاد. 

اینجا جرقه ی اول احساس بخوای نخوای خورده حالا دست توه که با این جرقه می خوای چیکار کنی! می تونی خیلی راحت با گذاشتن دو تا انگشت خاموشش کنی، می تونی یه آتیش کوچک راه بندازی یا حتی می تونی بندازیش تو انبار کاه!

جرقه چرا خورده؟ چون رفتاری رو دیدی که دوست داشتی یا دوست داشتی ببینی اما مدیریت این شعله کوچک دیگه با رفتار توه، اینکه رفتار تو چطور هست خیلی خیلی مهمه!

این که مدیریت کنی جرقه رو خیلی خوبه حتی برای گرم شدن تلاش هم بکنی خیلی خوبه منتها باید حواست باشه اذیت نکنی خودتو یکی دیگه رو، اگه خیلی میدون بدی به شعله کوچیکه دیگه در رفتن حساب کار خیلی راحته ...

هر رفتار عواقب خودشو داره اگه انبار رو آتیش زدی و سوختن خودت و خدایی نکرده یکی دیگه رو باعث شدی حالا دیگه خاموش کردنش دیگه خیلی سخت می شه!

شاید حتی باید بذاری همه چیز بسوزه ...

همه ی همه چیز... تا خاکستر شه ... تا خاموش شه!


+الحمدلله علی کل حال

+ حواسمون باشه حتی اگه قرار به سوختن بود خودمون فقط بسوزیم و یه نفر دو نفر چند نفر دیگه رو با خودمون نبریم!

+ خدا نکنه خودت نسوزی و یکی، دو نفر دیگه رو بسوزونی ...

+ میشه بیشتر نوشت ولی ...